الشيخ محمد تقي فلسفي

429

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

اقامه حق و عدل على ( ع ) على عليه السّلام موقعى كه در اوج قدرت ، و نيرومندى بود با لشكر سلحشورش به جنگ بصره ميرفت . عبد اللَّه بن عباس ميگويد : در منزل « ذى قار » بمحضر امير المؤمنين ( ع ) شرفياب شدم در حالى كه آن حضرت كفش پارهء خود را ميدوخت . فقال لى : ما قيمة هذا النّعل ؟ فقلت لا قيمة لها . فقال عليه السّلام : و اللَّه لهى احبّ الىّ من امرتكم إلّا ان اقيم حقّا او ادفع باطلا . به من فرمود : اين كفش چند مىارزد ؟ گفتم قيمتى ندارد . حضرت فرمود : به خدا قسم اين كفش كهنه در نظر من از فرمانروائى و حكومت بر شما محبوبتر است ، مگر آنكه از اين پايگاه حقى را اقامه كنم يا از باطلى جلوگيرى نمايم . نهج البلاغه ، خطبهء 33 روزى كه على عليه السّلام با عبد اللَّه بن عباس سخن ميگفت زمامدار كشور پهناور اسلام بود و بزرگترين قدرت را در اختيار داشت ، ولى هرگز آن را از جهت كاميابى و ارضاء تمايلات خويش ارزيابى نميكرد ، بلكه قدرت حكومت در نظر آن حضرت تنها از جهت اقامهء حق و امحاء باطل ارزش داشت ، او ميخواست از آن سنگر به نفع عدل و فضيلت استفاده كند ، مظلومى را حمايت نمايد ، و دست ظالم را از دامن وى كوتاه سازد . على عليه السّلام طبق وظيفهء دينى و بر اساس عدل و انصاف اموال